تبليغاتX
فسقلی

اکنون که ثانیه ها

 

 بر دامان فرصت ها چنگ میزنند

 

 باید خاطره هارا شست

 

  و رفت

 

اگر کسی مایل به نویسندگی در  key2key  از طریق آدرس زیر خبر بدید

http://www.key2key.mihanblog.com/

اينجا كليك كن

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 5:19 بعد از ظهر  توسط   | 

Titanic

My Heart will go on

Every night in my dreams

هر شب در رویاهام

I see you, I feel you,

من تورو میبینم من تورو احساس میکنم

That is how I know you go on

میدونم به همین صورت ادامه پیدا خواهد کرد

Far across the distance and apace between us

فاصله ها و فضاهای بین مارو

You have come to show you go on

اومدی نشون بدی که ادامه پیدا خواهد کرد

Near, Far, Wherever you are

نزدیک ، دور ، هرجا که هستی باش

I believe that the heart does go on

بر این باورم که ادامه خواهد داد

Once more you open the door

یه بار دیگه درب رو باز میکنی

And you here in my heart

و تو اینجا در قلب منی

And my heart will go on and on

و قلبم ادامه خواهد داد و ادامه خواد داد

LOVE can touch just one time

و عشق یه روز مارو لمس خواهد کرد

And last for a life time

و یه عمر دوام خواهد داشت

And never let go till we one

و اجازه نخواهیم داد که یکی (تنها) بشیم

LOVE was when I loved you

عشق زمانی بود که تورو دوست داشتم

One true time I hold to

وقتیکه حقیقتا در آغوش گرفتمت

In my life well always go on

در حیات من ما ادامه خواهیم داد

Near, Far, Wherever you are

نزدیک ، دور ، هرجا که هستی باش

I believe that the heart does go on

بر این باورم که دل ادامه خواهد داد

Once more you open the door

یه بار دیگه درب رو باز میکنی

And you here in my heart

و تو اینجا در قلب منی

And my heart will go on and on

و قلبم ادامه خواهد داد و ادامه خواهد داد

You here , there's nothing I fear

تو تینجا هستی پس چیزی برای اینکه من بترسم نیست

And I know that my heart will go on

و میدونم قلبم ادامه خواهد داد

We'll stay forever this way

و برای همیشه به این شکل خواهیم ماند

You are safe in my heart

در دلم ایمن هستی

And my heart will go on and on

و قلبم ادامه خواهد داد و ادامه خواد داد

هااینم معنی شعر تایتانیک  حالا راحت گوش کنوا

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 7:35 بعد از ظهر  توسط   | 

 آمدی گفتی:

 

  خواب دیدم

 

  که امدی گفتی

 

  کارهایم  با جهان تمام  شد

 

  من آمده ام

 

  دیگر بیا.

 

  خواب دیده ام؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 10:27 بعد از ظهر  توسط   |